تصاویر ایران

مشاهير و چهره‌های ماندگار

مقالات همايش
دانشجویان

مجله الکترونیکی

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد


  چاپ        ارسال به دوست

ا"شاعر سه زبانه ایران: شهریار"

 

 

ایران پایتخت شاعران و شناخت شعر، شناخت ایران است. شعر ایرانی قدیمی باشد یا جدید فرقی ندارد زیرا تاثیر خود را از شرق گرفته تا غرب گذاشته است بطوریکه این تاثیر در ادبیات شرق و غرب نیز دیده می شود. خداوند وقتی این جهان را خلق میکرد در سرشت و ترکیب این قوم، مقداری طبع شعر و حس شاعری قرار داد. نویسنده و خبر نگار لهستانی "کاپو شینسکی[1]" در کتاب خود می نویسد چیزی که قوم فارسی زبان را از 2500 سال پیش تا کنون زنده نگهداشته شعر فارسی است و همچنین مختار مسعود نویسنده کتاب لوح ایام می گوید برای درک ایرانیان، ابتدا باید شعر آنان را درک کنیم.

این قدرت شعر ایرانی و شاعران ایرانی است که ایران را در جهان معروف کرده است . در بین شاعران معروف ایرانی، نام شهریار جلوه خاصی دارد. نام اصلی وی سید محمد حسین بهجت تبریزی است. ایشان قبل از شهریار از تخلص بهجت استفاده می کرد. بعدها برای انتخاب تخلص خود از دیوان حافظ فالی گرفت و این شعر ظاهر پشت: «که چرخ این سکه دولت بنام شهریاران زد» در فال دوم این شعر آمد «به شهر خود روم و شهریار خود باشم» بعد از آن از تخلص شهریار استفاده کرد. ایشان بین مردم محبوبیت زیادی داشتند.

شهریار در سال 1906 میلادی مطابق با 1288 شمسی در یکی از روستاهای قشنگ آذربایجان چشم به جهان گشود. پدر ایشان حاجی میر آقا خشکتابی شخصیت علمی، خطاط و وکیل بود. خانواده ایشان مذهبی و اهل علم بود.

شهریار کودکی خود را در در روستای خود گذراند. در این روستا کوهی بنام حیدر بابا وجود داشت که تاثیر زیادی در ذهن و خاطرات کودکی وی داشت. شهر یار اولین شعر خود را در سن چهار سالگی به زبان مادری (آذری) سرود. از این شعر می توان حدس زد که ایشان چقدر قادر در سرودن شعر توانا بود. شعر ایشان (حیدر بابا یه سلام) به وی شهرت بین المللی داد. شهریار در این شعر به خاطرات کودکی خود پرداخته و درباره روزگاری که در سایه کوه حیدر بابا بین مردم ساده این روستا زندگی می کرد شعر سروده است. بعد از آن ایشان برای ادامه تحصیل به تبریز آمد و زندگی وی در شهر باعث شد که خاطرات زندگی خود را فراموش کند. شعر "حیدر بابا یه سلام" صدای روزهای زندگی شهریار در روستا است.

شهریار تحصیلات ابتدایی خود را از شهر تبریز آغاز کرد و در آنجا به زبان های فارسی، ترکی  و عربی مهارت پیدا کرد. ایشان برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در "دارالفنون" ثبت نام کرد. شهریار در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد ولی در سال آخر تحصیل بدلیل عاشق شدن از ادامه بازماند اما با گذشت زمان و فشار دوستان،  تحصیلات خود را تا پایان ادامه داد. از آنجا که شهریار به رشته پزشکی علاقه ای نداشت لذا در سال 1932 م در بانک کشاورزی تهران مشغول بکار شد و پس از آن ازدواج کرده و صاحب 2 دختر بنام شهرزاد و مریم شد.

شهریار ابتدا به زبان فارسی شعر می گفت. ایشان نقل می کند: وقتی شعر فارسی را برای مادرم می خواندم با طئنه به من می گفت: پسرم به زبان مادری شعر بگو تا مادرت هم بفهمد. بعد از آن ایشان سرودن شعر به زبان مادری را شروع کرد.

شهریار نه تنها در ایران بلکه در کشورهایی که مردم آنجا به زبان ترکی و فارسی صحبت می کنند دارای جایگاه ویژه ای است. شعر وی ( حیدر بابا یه سلام ) اولین بار در سال 1943 م به چاپ رسید. این شعر بین مردم خیلی معروف شد و زبانزد مردم ترک زبان آذربایجان گردید، به همین دلیل چندین بار به چاپ رسید. این اولین شعر او بود که به زبان مادری نوشته شد. وی در این شعر از ادبیات محلی آذربایجان الهام گرفته بود. منظومه حیدر بابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذر بایجان است. این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی است و در اکثر دانشگاه های جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالت متحده آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقی دانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.

همانطور که قبلا ذکر شد شهریار در ایام جوانی و تحصیل، عشق نا فرجامی داشت. عشق شهریار به حدی بود که در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی، تحصیل خود را رها می کند و دل در گرو عشقی نافرجام می گذارد. عجب که این عشق سیر زندگی شهریار را تغییر داد و تاثیری تکان دهنده بر روح و جان او نهاد و روان اورا از هم پاشید. این عشق نافرجام به حدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق گفت:

               آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا                   بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

 

شهریار همانگونه که به سر زمین مادری و رسوم خود عشق می ورزد، اشعار بسیار زیبایی در خصوص مقام مادر و پدر به زبان های فارسی و ترکی سروده است. شهریار در شعر بسیار لطیف "خان ننه" آنچنان از غم فراق مادر بزرگ عزیزش می نالد که گویی مادرش را از دست داده است. علاقه به آب و خاک وطن را شهریار در غزل عید خون و قصایه، مهمان شهریور، آذربایجان، شیون شهریور و بالاخره مثنوی تخت جمشید به زبان شعر بیان کرده است.

شهریار همزمان به سه زبان ترکی فارسی و عربی شعر می سرود. او در دوره ای شعر می گفت که استاد بهار و نیما به سبک شعر نو می سرودند. شهر یار به حدی متاثر از چهارچوب شعر نو بود که برای دیدن نیما از تهران به روستای یوش مازندران رفت. با وجود اینکه شهریار خیلی از اشعار نیما متاثر بود لکن اشعار خود را از تاثیر پذیری سبک نیما محفوظ نگهداشت. در سراسر اشعار شهریار روحی حساس و شاعرانه موج می زند که بر بال تخیل در پرواز هست. شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مند است و به تجدد و نوآوری گرایش محسوسی دارد. شعرهایی که شهریار برای نیما و به یاد او سروده است و دگرگونی هایی که در برخی از اشعار خود در قالب زبان شعر به خرج داده است، حاکی از تجربه های متعدد او است.

اشعار شهریار تفسیر زندگی اوست. تصویر ناکام شدن و محروم شدن شهریار در غزل: گوهر فروش، نا کامی ها، جرس کاروان، ناله روح مثنوی، شهر و سر نوشت عشق، موجود است.

سر انجام خورشید حیات شهریار، ملک سخن و آفتاب زندگی ملک الشعرا بی بدیل ایران در تاریخ 18/09/1988 پس از هشتاد و سه سال تابش پر فروغ در کوهستان های آذربایجان غروب کرد. در آن روز پیکرش بر دوش ده ها هزار تن از دوستدارانش در تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد. بیست هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شوری عالی انقلاب فرهنگی ایران (روز ملی شعر و ادب) نامیده شده است.

لینک خبر:

https://www.dailysobh.com/epaper/preview.php?pre=archive/07-10-2018/Editorial.jpg

 

 



[1] . "ريشارد كاپوشينسكي"، سال 1932 ميلادي در بلاروس متولد شد. وي در رشته تاريخ تحصيل كرد و طي دهه 50 به عنوان گزارشگر مطبوعات لهستاني آغاز به كار كرد و طي همان سال‌ها اولين كتاب خود با نام « بوش لهستاني» را به رشته تحرير درآورد.«كاپوشينسكي»، كه براي اولين‌بار در سال 1962 كار خود را در عرصه خبرنگار خارجي لهستان آغاز كرد، طي دهه 69 بعنوان تنها خبرنگار خبرگزاري اين كشور در آفريقا صاحب نام و شهرت شد. وي كه كتاب‌هاي زيادي نوشته، بيش از همه موضوعات كتابش را درباره «جنگ» و « ديكتاتورهاي جهان» انتخاب مي‌كرد كه از اين ميان مي‌توان به دو اثر مشهور « شاهنشاه» و « امپراطور» اشاره كرد. وي در كتاب « امپراطور» كه ترجمه و منتشر شده، حكايت تكان‌دهنده‌اي از « هيلاسلاسي»، پادشاه ديكتاتور كشور حبشه را روايت مي‌كند و در كتاب « شاهنشاه»، رويدادهاي منجر به شكل گيري تدريجي انقلاب اسلامي را در دوران « پهلوي» به تصوير مي‌كشد و به منظور ريشه‌يابي و تحليل علل و چگونگي انقلاب، تاريخ معاصر ايران را از دوره « رضا شاه» به بعد بررسي كرده و تحليلي از اوضاع سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ايران در دهه هاي قبل از انقلاب ارائه مي‌دهد.

 

 


١١:٢٨ - 1397/07/18    /    شماره : ٧١٣٩٣٩    /    تعداد نمایش : ٤٦



خروج




مناسبت ها

 

 

 

 

 

 
 
 
 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 498540
 بازدید امروز : 1858
 کل بازدید : 5921117
 بازدیدکنندگان آنلاين : 14
 زمان بازدید : 8.9375